تبلیغات
عشق - مطالب مطلب عاشقانه
عشق
محلی برای عشق و عاشقی دختر پسرهای ایرانی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


محلی برای عشق و عاشقی دختر پسرهای ایرانی با مطالب قشنگ عاشقانه عکس های love و ...

مدیر وبلاگ :تینا تینا
نظرسنجی
نظرتون در مورد عشق و عاشقی چیست ؟




من برای تو
تو برای من
ما برای هم
چقدر قشنگ است این عشق من و تو …

******

هر روز بیش از پیش به این راز پی می برم که تو دنیای من هستی

******

جمله های عاشقانه قشنگ و خاص
جمله های عاشقانه قشنگ و خاص

متن ادبی عاشقانه

عشق مثل دریا هرگز متوقف نمیشه
عشق مثل ستاره می درخشه
عشق مثل خورشید گرم میکنه
عشق مثل گل ها لطیفه
و
عشق درست مثل تو زیباست

******

جملات ناب عاشقانه و زیبا

آن هنگام که به دیدنم می آیی
شوق باغبانی با من است
که گلی تازه
در باغچه اش روییده باشد …

******

نمی‌دانم تو را به خورشید تشبیه کنم یا دریا
فقط می دانم همیشه باید
مثل خورشید بر خانه بتابی تا به تو گرم شود و همیشه باید مثل دریا زلال باشی
تا خانه با وجودت آرامش بگیرد

******

متن زیبا

جملات عاشقانه احساسی برای عشق زندگی
جملات عاشقانه احساسی برای عشق زندگی

دل را قرار نیست مگر در کنار تو …

******

متون عاشقانه قشنگ و جذاب

فرقی ندارد
چه ساعت از شبانه روز باشد
صدایت را که می شنوم
خورشید در دلم طلوع می کند

من هیچ ام
و تُ
در تمامِ هیچِ من همه ای …♥️

******

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را

******

جملات عاشقانه برای همسر

You’re my other half
تو نیمه گمشده منی

******

I LOVE YOU

******

جملات عاشقانه زیبا و رمانتیک
جملات عاشقانه زیبا و رمانتیک

می خواهمت که خواستنی تر از هر کسی …

******

جمله های عاشقانه برای نامزد

عشق چیزی است که من هر روز در لبخند تو می بینم
عشق چیزی است که با هر لمس تو احساس می کنم
عشق چیزی است که در هر کلمه ای که می گویی می شنوم
عشق چیزی است که ما هر روز در آن زندگی می کنیم

******

لبخند تو خلاصه ی خوبی هاست
لختی بخند خنده ی گل زیباست

******
کی می رسد آن صبح
که من صدایت بزنم
تو بگویی جانا

******

متن عاشقانه و احساسی

همسر عزیزم، تو تنها یار و همدم زندگی ام هستی
چه بخواهی چه نخواهی تا ابد در قلب من می مانی …
دوستت دارم

******

متن های جدید عاشقانه برای همسر
متن جدید عاشقانه برای همسر

گرمای دستات آرامش منه

******

هرگاه پیش من هستی، نمی‌خواهم سر هیچ کار دیگری بروم
می‌خواهم تا ابد بنشینم و چشم هایت را نگاه کنم
تا عمق چشم هایت را نگاه کنم تا مطمئن شوم بی‌نهایت دوستم داری

******

شاعر میگه :
لا تقسوا علی أنثی إلا فی عناقها…
به زن سخت نگیرید
مگر به هنگام در آغوش کشیدنش :))

******

جملات عاشقانه زیبا برای مخاطب خاص

با تمام مداد رنگی های دنیا
به هر زبانی که بدانی و ندانی
خالی از هر تشبیه و استعاره و ایهام
تنها یک جمله برای تو خواهم نوشت
دوستت دارمــ خاص ترین مخاطب خاص دنیا …

******

متن عاشقانه
متن عاشقانه

تو که هستی غرق در آرامشم

******

لبخند تو به معنای واقعی زیباترین چیزی است که در تمام زندگی ام دیده ام :)
دوست دارم عشقم

******

جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

******

هوا خواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی

******

جملات زیبا

جملات و متن های عاشقانه زیبا
جملات و متن های عاشقانه زیبا

خوش تر از دوران عشق ایام نیست

******

You are my everything
تو همه چیز منی

******

تو مثل باران هستی
بارانی از گل
بارانی از مهر
بارانی از لبخند
بارانی که به زندگی کویری من جان بخشید

******

اگر تو نبودی
من کاملا بیکار بودم
هیچ کاری
در این دنیا ندارم
جز دوست داشتن تو

******

متن های فوق العاده تاثیر گذار عاشقانه

توی قلبم نوشتم
ورود ممنوع
حالا که وارد شدی
خروج ممنوع

******

شوهر عزیزم فقط یه چیزی می خواهم بگم
تو در روز عروسی
زندگی مرا کامل کردی
دوستت دارم

******

لاک پشت های کوچکی که تازه به دنیا آمده اند را دیده ای؟
بی اختیار به سمت دریا می روند
این گـونه دوستت دارم بی اختیار

******

متن عاشقانه و رمانتیک برا همسرم
متن عاشقانه و رمانتیک برا همسرم

فقط یار من و یار من و یار خودم باش

******

جملات آرامش دهنده عاشقانه

قدم زدن زیر باران … گرفتن دست های تو … این چیزی است که آرزوی آن را دارم

******

صدا می کنم تو را
این “جانی” که می گویی
جانم را می گیرد
نزن این حرف ها را
دل من جنبه ندارد

******

گرمآی دستآت روی گونم بهتَرین حسه جان جآنآنم

******

گرمم کن
به قدر یک آغوش
هوای نبودنت عجیب سرد است !

******

جملات و حرف های کوتاه عاشقانه برای مخاطب خاص
جملات و حرف های کوتاه عاشقانه برای مخاطب خاص

مخاطب خاصم، چای تو روی چشممه

******

شعر ردیف و قافیه نمی خواهد
بوی آغوش تو هر دیوانه ای را شاعر می کند …

******

دوست خوب را باید روی چشم ها گذشت
کجایى …
چشم هایم بهانه ات را گرفته اند …

******

هزار بار آمدم خطت بزنم از قلبم
خود خودت را
یادت را
اسمت را
اما …
فقط قلبم پر شد از خط خطی های عاشقانه !

******

عاشقانه های کوتاه

عاشقانه های ناب کوتاه و زیبا
عاشقانه های ناب کوتاه و زیبا

بگذار #لبخندت
حال تمام روزهای مرا خوب کند..

******

اگه یه روز دلمو شکستی فدای سرت
فقط کفش بپوش که شکسته هاش تو پات نره

******

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم

******

دلم لک میزنه واست زمانی که ازم دوری
ولی در خاطرم هستی دیگه اینجاشو مجبوری

******

متن زیبا و عاشقانه برای عشقم
متن زیبا و عاشقانه برای عشقم

گل زیبای زندگی من
عاشقتم

******

نمی توانم نامت را در دهانم
و تو را
در درونم
پنهان کنم
گل با بوی خود چه می کند؟
گندمزار با خوشه اش؟
طاووس با دمش؟
چراغ با روغنش؟
با تو سر به کجا بگذارم؟
کجا پنهانت کنم؟
وقتی مردم، تو را در حرکات دست هایم
موسیقی صدایم
و توازن گام هایم
می بینند

******

عاشق احساسی هستم که با دیدن لبخند تو پیدا می کنم
همسر عزیزم دوستت دارم

******

متن زیبا عاشقانه کوتاه
متن زیبا عاشقانه کوتاه

ناگهان رسیدی
و خوشبختی پروانه ای بود
که پر زد و روی شانه ام نشست

******

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

******

نمی خواستم
این عشق را فاش کنم
ناگاه به خود آمدم،
دیدم همه کلمات راز مرا می‌دانند
این است که
هر چه می نویسم
عاشقانه ای برای تو می شود

******

قفس یعنی دهان من
وقتی زبانم
روی اسم تو قفل می شود …

******

همسرم، تو بهترینی
به خاطر همه خوبی هایت ممنونم
تو فرشته نجاتی فرشته مهربان من
بهترین روزهای زندگی ام را در کنارت تجربه کردم
تو مهربان ترین همسر دنیایی
امیدوارم لایق این همه عشق تو باشم
عاشقانه دوستت دارم، همه هستی و نور زندگی من

******

عشق زیبای من
تو زیباترین بهانه برای نفس کشیدنی
تو پاک ترین شعر عاشقانه‌ ای
تو بهترین معنای دوست داشتنی
تو شاه بیت غزل زندگی ام هستی
تو را عاشقانه دوستت دارم
من و تو با هم یعنی یک عشق مقدس
یک قصه بی پایان …

******

کلمات جادویی عاشقانه برای همسر و عشقم
کلمات جادویی عاشقانه برای همسر و عشقم

تو قلبم میمونی واسه همیشهـ

******

صدای نفس کشیدن تو بهترین صدای زندگی من است

******

وقتی با تو هستم عاشقی کم است
دیوانه ات می‌شوم
آنقدر دیوانه و مسحور که چشم هایم فقط تو را می بیند

******

متن عاشقانه برای سالگرد ازدواج

سالگرد ازدواج ما سال روز تولد من است؛ چون گویا فقط از وقتی تو آمدی، من زندگی می کنم

******

نگاهت را قاب می گیرم در پس آن لبخند معصوم که به من شور و نشاط زندگی می‌بخشد

******

مطالب عاشقانه و جالب برای پروفایل
مطالب عاشقانه و جالب برای پروفایل

عشق شیرین ترین خاطره است

******

چه فرقی می کند مهره ی سیاه باشم یا سفید
چشمانت با اولین حرکت ماتم می کند !

******

نام زیبای تو را در کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد
و عکس قشنگت را در قابی از جنس عشق می گذارم
تا همه بدانند تو سلطان جان من و فاتح دلم هستی

******

آهای ناز نمک دار
منم عاشق تب دار
ببین دل تو دلم نیست
واسه لحظه دیدار

******

بیا تا خانه‌مان را روشن کنیم
تو خورشید باش تا من ماه شوم
تو به من بتاب و من تا ابد دورت می گردم

******

من که در هفت آسمان یک ستاره هم نداشتم
با آمدن تو دیگر هیچ چیز در دنیا کم ندارم
ماه و همه ستاره ها و خورشید به من حسادت می کنند

******

امسال چه سال خوبی بود
انگار با همه سال های عمرم فرق داشت
وقتی تو قدم به زندگی ام گذاشتی یک سال‌ بهتر از همه سال های عمرم شد
تو چه خوش‌قدم هستی

******

تو برای من شروع تازه‌ای بودی که پنجره‌های امید را گشودی و مرا با شکوفه‌های بهاری و نوای چشمه سار آشنا کردی
بی اجازه یک عمر عاشقت می‌ مانم

******

ستم عشق تو را کشیدم و در راه رسیدن به تو از پا ننشتم تا خدا وصال شیرینت را به من هدیه داد
تا عمر دارم به تو و خدا مدیونم

******

اکنون که در کنار هم و زیر یک سقف هستیم
شادی و غم جهان چه اهمیتی دارد؟
من و تو در کنار یکدیگر شادی هر دو جهان هستیم

******

هوایم را داشته باش …
وقتی تـــــ♥ـــو هوایم را داری هوا هم خوب می شود …
اصلا هوا هم به هوای تـــــ♥ـــو خوب می شود …

******

عشق ماندگارم
عزیز دلم
همدم من
هم نفسم
زیباترین ام
فرشته قلبم
مهربانم
همه هستی ام
همه زندگیام
فقط تو هستی و تو …

******

همسر جانم
تنهایی هایم پر از یاد توست و قلبم منزلگه عشق توست
بدان که احساسم از آن وجود نازنین توست و تمام هستی ام در عشق تو غرق شده است

******

در نظرم چشمان تو ناب ترین شعر دنیا و موهایت غزل واره های زیبای جهان هستند

******

ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎﯾﻢ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ …
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻨﯽ
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻡ …

******

تا دیروز هرچه می‌نوشتم عاشقانه بود
از امروز هرچه بنویسم صادقانه است
صادقانه می‌گویم عاشقانه دوستت دارم

******

دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت
تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم

******

دو کلام حرف حساب باهات دارم : دوست دارم

******

چه خوبه که هستی

******

در سر که نه، من در تمام وجودم عشق تو را می پرورانم

******

کی فکرشو می کرد تو بشی دلیل حال خوب و انگیزه تموم زندگیم؟

******

ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ تو ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯽ
ﺍﯾﻦ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﺪ ﻭ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ
تو ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﮐﻼﻣﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﻫﻢ ﺗﻮﯾﯽ …

******

در صفحه شطرنج زندگیم تمام مهره هایم مات مهربانیت شد
و من با اسب سفید قلبم به سوی تو تاختم تا بگویم :
شاه دلم دوستت دارم

******

امشب دلم هوای آن کافه را کرده
که چایش از مهر تو
و قندش محبت تو باشد
و تنها مشتری کافه من باشم …

******

جملات ناب عاشقانه به همسر
جملات ناب عاشقانه به همسر

حس بودنت
قشنگ ترین حس دنیــــــاست
تو کـه باشی
هر روز را نــــــــــــــــــه !
هر ثانیه را عشـــــق است …

******

بعضیا میگن دنیا بی ارزشه
ولی دنیایی که
تو توش هستی مگه میشه بی ارزش باشه . . .

******

برای عاشق شدن
که بهانه های ریز و درشت لازم نیست
برای عاشق شدن کافیست
تو نگاه کنی و من
لبخـ :) ـند بزنم

******

عطر نفس هایت
جز من کوچه های شهر را هم مست می کند …
چقدر بی قرارتم
دوستت دارم عزیزم

******

دوستـتــ ♥ دارم

******


در ادامه بخوانید : جملات زیبا و دلنشین


چقـدر دوست دارم
دستهای مردانـه ات را
ڪـه دستهای ڪوچڪم را
درآن جامیـدهی
و نوازش میڪنی
تا بفهمم تو ڪنارم هستی
ومــن تڪیـه گاهی مطمئــن دارم …

******

عاشـقانہ هایم
تمامی ندارد
وقتی تو بهتریڹ
اتفاق زندگی ام هستی …

******

هر کسی را بهر کاری ساختند
مرا بهر دوست داشتن تو
به همین سادگی

******

اتفاق هاےِ خوب
همیشہ مےاُفتَند
مثلِ مِهرِ ” تُو” ڪہ
بہ دِلَـــــ❤️ـــــم “اُفتاده”
مےبینے حَتّے “اُفتادڹ” هَم
فعلِ قَشنگیست !
وقتے پاےِ ” تُو” وَسَط باشَد …



نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها : جملات عاشقانه کوتاه، جملات عاشقانه، عاشقانه، متن زیبا و عاشقانه برای عشقم، متن زیبا و عاشقانه،
لینک های مرتبط : خرید اینترنتی در پرشام مارکت،

          
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398


به مردی دل ببند ک از علاقه اش به خودت مطمئنی...
قانون ِ رابطه ها این است:
مرد باید عاشق تر باشد...
مرد است که باید برای داشتنت تلاش کند...
مرد است که باید پر باشد از نیاز ِ به تو...
مرد است که باید بجنگد!!
تو چرا نشسته ای کنج اتاق و زانوهایت را بغل گرفته ای
و اشک میریزی و روزهایت را آتش میزنی!
چند سالت است مگر؟!؟
اینکه مینویسی خسته شده ای...
اینکه مینویسی دیگر کشش نداری...
این فاجعه است!!! فاجعه!
این روزهایت، بهترین روزهایت هستند...
حالاست که باید بخندی...
حالاست که باید رها باشی و آزاد...
حالاست که باید دخترانگی کنی!!
نه که همه را خط بزنی و بنشینی کنج اتاق و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی برای نداشتن  مردی که حواسش هم به تو نیست!!!
.
.

برگرد دختر...
برگرد به زندگی...
اگر خواستی ازدواج کنی
با مردی ازدواج کن
که به جای ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ
ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ می گویند،
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﻧﯿﮑﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺭﮊﯾﻢ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻭ ﺟُﮏ ﻫﺎ و ... صحبت می کنند؛
تو را ﺑﻪ؛
دوچرخه ﺳﻮﺍﺭﯼ،
کوهنوردی،
ﺗﺌﺎﺗﺮ،
ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺭﻓﺘﻦ،
ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﻥ،
ﺷﻌﺮ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ،
كافه ﺭﻓﺘﻦ ﻭ
ﺷﺐ ﮔﺮﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻫﻮا،
سفرهای ﺑﯽ ﻫﻮﺍ،
ﺑﺎ:
ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﯽ ﻭ
ﻋﮑﺎﺳﯽ ﻭ
ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻭ
ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻫﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯾﯽ ...
ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ زند.
ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ " با تو بودن " ایمان ﺩاشته باشد
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ
ﻭ ﻫﺮ ﭘﺸﻪ ﯼ ﻧَﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ و ﺑﺮت ﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮔﯿﺮ ندهد.
،
ﻭ ﺑﻪ تو ﺍﺣﺴﺎﺱ
" ﺭﻓﯿﻖ " ﺑﻮﺩﻥ بدهد ﻭ
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ
" ﺯﻥ " ﺑﻮﺩﻥ !!!
طوﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ
ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ تان ﺣﺴﻮﺩﯼ ﺷﺎﻥ ﺷود ...
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺷﺎﯾﺪ زمان مناسبی رسیده،
که تن به ازدواج بدهی!
وگرنه هیچ گاه به ذهن زیبایت خطور نکند
که آرامش را در میان دستهایی خواهی یافت
که تو را فقط زن می داند و زن!!!
زن ها فریب کارترینند ...
همه چیزشان را پنهان می کنند
تنهایی را
دلتنگی را
گریه ها را
دوست داشتن را .....
زن ها قویترینند ...
هنگام شکستن صدایشان در نمی آید
درد که دارند به خود نمیپیچند
نهایت تسکین درد یک زن ...
گریه های یواشکی ست ...
مهم نیست چه چیز به یک زن بدهی، هر چه بدهی آنرا بهتر می‌سازد:
.. نطفه‌ای به او بده فرزندی به تو خواهد بخشید!
.. خانه‌ای به او بده، از آن کاشانه‌ای خواهد ساخت!
.. لبخندی به او بده، قلبش را به تو خواهد بخشید :
زن آنچه را به او بدهند تکثیر می‌کند و پژواک می‌بخشد.
پس اگر به او یک زندگیِ جهنمی بدهی، تعجب نکن که از آن جهنمی بزرگتر برایت بسازد!

جملاتی نقل شده از بزرگان:

ﺯﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ :
- ضعیف ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ بزرگترین ﻣﺸﮑﻼﺕ
ﺭﺍ ﺩﻭﺍﻡ می ﺁﻭﺭﻧﺪ.
- ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﻭﻏﯽ
ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ .
- ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﻫﺎﻧﺘﯽ ﺭﺍ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ.

اما ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ :
- ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .
- ﻣﺸﮑﻼﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ.
- ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.
- ﺯﯾﺮﺍ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﻧﺪ.

ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ .. .
- ﺗﻤﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﺑﺎﻧﻮ ..... .
- ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟ !
- ﺍﯾﻦ، ﮐﻢ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ....
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﯽ ﻣﻨﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﯽ. ..
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ، ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﺰﻟﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ
ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﺪ . ....
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ. ...
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﯽ ﺳﻨﮕﯽ . .
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍ .... .
ﺗﻮ ! - ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ... .
 ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ
- ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ. ....
- ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺶ
 ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ. .....
- ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ . .................................
ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎی ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻲ
خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و بینى خونی نیست!!!!!!

خشونت اضطرابیست که در جان زن است که فکر میکند باید لاغرتر باشد، چاق تر باشد ،، زیباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگین تر باشد،  خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد....
خشونت آن چیزیست که زن نیست و فکر میکند باید باشد!!!
خشونت آن نقابیست که زن به صورتش میزند تا خودش نباشد ..
تا برای مرد کافی باشد....!




نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها : دل بستن، تهمینه میلانی، حقوق زنان،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 19 شهریور 1395
نگاهی به فیلم سینمایی «ایستاده در غبار»؛

برخیز ای چاوش شهر عشق

وقتی سکانس دعوای احمد متوسلیان و شهید محسن وِزوایی در سالن سینما پخش می‌شد ناخودآگاه به خودم گفتم؛ دهه‌ات تمام نشده مربی!
به گزارش خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی ذاکرنیوز؛ حالا در نیمه دهه نود شمسی هستیم. آوینی و آهنگران تاریخ شده‌اند و نوبت رسیده است به دیگران و این چنین، ما قهرمان ها را دوباره زنده کردیم؛ ما بچه‌های دهه شصت، متولدین همان روزها.
در نیمه‌های دهه هفتاد، دیالوگی از زبان سرهنگ سلحشور خطاب به حاج کاظمِ آژانس شیشه‌ای در اقطار جامعه پیچید که پیش از آن هم همه با تلخی تمام مشغول باور کردنش بودند؛ دهه‌ت تموم شده مربی!
سینمای دفاع مقدس در دهه شصت ناگهان در اوج پدید آمد. بعد از پایان جنگ بارها برای رسیدن به آن سطح و آن حال و هوا و نوا و فضاها تلاش فراوان شد اما همه نامُیسّر؛ چون سینمای جنگی ایران را کسی نساخته بود، از ابتدا کسی با برنامه‌ریزی ریاضی‌وار شاکله‌اش را قوام نداد و هیچ مدیری نیست که بتواند مدعی تدبیر خود در بوجود آمدن آن باشد.
جنگ ایران و عراق خودش اتفاقی خاص بود و سینمایش را هم بوجود آورد. آیا از روی فرمول می‌شود فیلمی مثل پرواز در شب (رسول ملاقلی‌پور 1364) را ساخت؟ بعد از جنگ بارها در تئاتر برای بازسازی شور و حال کانال کمیل که ملاقلی‌پور در فیلمش نشان می‌داد تلاش شد، اما همه شعاری و لوث از آب درآمدند.
انگار مقلدانِ بعدی همه سعی می‌کردند با پمپ، از چاه تاریخ آب عَذَب بیرون بکشند در حالی که سینمای جنگی دهه شصت، خودش مثل چشمه جوشیده بود. ما هر قدر که به اواخر دهه هفتاد نزدیک شدیم، این باور که دوران شکوه آن سینما به پایان رسیده بیشتر قوت می‌گرفت و حتی ژنرال‌های هنر جنگ هم کم کم در فکر کوچ به وادی‌های دیگر بودند تا اینکه در نیمه دهه هشتاد، اخراجی‌ها روی پرده آمد و اساسا بحث عوض شد.آنچه که در اخراجی‌ها برای خریداران انبوه بلیت‌اش جذاب شده بود، کمدی‌های تابوشکنانه آن بودند نه مایه‌های دفاع مقدسی کار. 
انگار با این فیلم دنباله‌دار، معلوم شد که جنگ واقعاً تمام شده و تراژدی و حماسه جایشان را به کمدی و رُمَنس داده‌اند. اما قهرمان‌ها هیچ وقت نمی‌میرند، آن‌ها در غبار مسیر افق محو می‌شوند و روزی از کاریزهای تاریخ دوباره در کف دست‌های یخ‌زده مردمانشان چکه خواهند کرد.
از تابستان خرمشهر تا اسفند ماه تهران
از مقایسه دو مستند «روایت فتح» و «آخرین روزهای زمستان» می‌شود خیلی چیزها درباره سینمای دفاع مقدس ( به طور خاص) و پرسه قهرمان‌پروری سینمای ایران (به طور عام) درک کرد.جذابیت آخرین روزهای زمستان به دلیل بازسازی‌های ماهرانه‌اش از اتفاقاتی خاطره شده و تاریخ شده بود اما روایت فتح، درست در نقطه مقابل، برای این جذاب بود که هر چه در آن دیده می‌شود واقعیت داشت.
قطعاً اگر کسی در دوران جنگ «آخرین روزهای زمستان» یا چیزی شبیه آن را می‌ساخت این قدر جلب توجه نمی‌کرد. همه می‌گفتند چرا بازسازی‌اش می‌کنی؟ اگر مردی برو وسط معرکه و واقعی‌اش را فیلم بگیر.
 از طرفی واضح است که در این دوره هم امکان ساخت روایت فتح وجود ندارد؛ اصل مسئله اینجاست که زمان مثل باد وزید و جنگ هم بالاخره جزوی از تاریخ شد.
در دوره‌ای که آوینی و حاتمی‌کیا و ملاقلی‌پور و درویش و تبریزی و... فیلم‌های –به قول آن ایام– جبهه‌ای می‌ساختند، جنگ واقعیت جاری جامعه بود نه عنصری از تاریخ و در زمانه‌ای که محمدحسین مهدویان آخرین روزهای زمستان را ساخت، ‌دیگر آنقدر از 1367 فاصله گرفته بودیم که با هشت سالِ پیش از آن بشود مثل تاریخ برخورد کرد اما در دهه هفتاد و هشتاد،‌ جنگ نه واقعیت جاری بود نه برگی از تاریخ، و برای همین نمی‌شد فیلم دفاع مقدسی ساخت، نمی‌شد درباره آن هشت سال موضع گفتمانی جدیدی داشت و از مواضع قدیمی هم به اندازه کافی هزینه شده بود.
در نیمه‌های دهه هفتاد، حاج کاظم جایی میان زمین و آسمان سر همسنگر غریب‌اش را در دست گرفت و مرگ او را باور کرد اما نسل سومی‌ها، خیلی‌هایشان آژانس شیشه‌ای را چند باره و چندمین باره تماشا کردند تا شاید این دفعه در پایان عباس زنده بماند؛ و ما به نیمه دهه هشتاد نرسیده بودیم که سپیده‌ی نفس بریده‌ی میم مثل مادر، داروی کمیاب شیمیایی را به پسرکش داد تا او زنده بماند و خودش به سرزمین قهرمان‌ها، پیش همپالگی‌هایش عروج کند؛ جایی که به قول سهراب (درختان حماسی پیداست.)
حالا در نیمه دهه نود شمسی هستیم. آوینی و آهنگران تاریخ شده‌اند و نوبت رسیده است به دیگران. حالا نوبت امثال ماست که برای جنگ و سینمای جنگ بنویسیم، نوبت محمدحسین مهدویان است که فیلم جبهه‌ای بسازد و حالا این محسن چاووشی است که باید جنگ‌زده‌ها را بخواند. زمانه عوض شده و هنگامه نگریستن تاریخی به دِبهه‌ی آتشین و خونبار دهه شصت رسیده است. حالا نوبه آدم‌ها هم عوض می‌شود و این چنین، ما قهرمان ها را دوباره زنده کردیم؛ ما بچه‌های دهه شصت، متولدین همان روزها.
در جستجوی قهرمان
از مقایسه «بادیگارد» با «ایستاده در غبار» هم می‌شود خیلی‌ چیزها را فهمید و چه جالب که این دو فیلم پهلو به پهلوی هم اکران شدند.
بادیگارد نگاهی است از چشم‌انداز یکی از همان قهرمانان دهه شصت به جامعه امروز ایران و ایستاده در غبار نگاهی از چشم یکی از آدم‌های امروز است به قهرمانان دهه شصت.
حاج حیدر – بخوانید حاج کاظم یا حاج احمد متوسلیان یا ... – چشم امیدش به یکی از نخبگان جوان امروزیست، او از تمام هم نسلی‌هایش که در دوران حماسه به گوشه‌های دنج خزیده و خلیده بودند و حالا کرسی‌نشینان مناصب شده‌اند، دلخور است و نظم فرسایشی و فرمایشی امروزه روز را تاب نمی‌آورد. آن عده از آدم‌های هم نسل حیدر که می‌توانستند مایه امید او در این بلاروزگار باشند، همه در تاریخ جا مانده‌اند. عکسی که مادر میثم و همسر همرزم شهید حیدر به او نشان می‌دهد کاملاً تداعی‌گر همین حس است؛ قهرمان‌ها در تاریخ جا مانده‌اند واِلا وضع ما این نبود.
از آن طرف یک نخبه امروزی، نه مثل میثمِ فیلم بادیگارد نابغه فیزیک، بلکه نابغه‌ای در هنر به نام محمدحسین، فیلمی می‌سازد که آن هم به دنبال قهرمانان نسل دیروز برای سامان دادن به اوضاع حال حاضر است؛ [مردم اینا دروغ می‌گن به شما، کجا می‌ره این پولا؟!]
اگر حاج احمد زنده بود آیا اوضاع امروز ما چنین می‌ماند؟ این سوالی است که در ذهن خیلی از نسل‌ سومی‌ها غَلَـیان می‌کند، یعنی این سوال که اگر باکری و باقری و همت و زین الدین بودند و اگر آقای دکتر چمران امروز هنوز نفس می‌کشید ... 
ما نفس کم آوردیم، از جنس همین نفس‌ها را و این است که مردی می‌طلبیم ایستاده در غبار با نفسی که تنگ نمی‌آید و همچنان و همواره غرش عدالت‌طلبانه‌ی عنصر قهرمانی در جامعه است و عصیان حقانیت است بر ریا و منفعت طلبی و دروغ و محافظه‌کاری؛ قهرمان یعنی همین، یعنی همان چیزی که جامعه امروز ما می‌طلبد و از این جهت حقاً که ایستاده در غبار چقدر هوشمندانه موضوع روز جامعه را کشف و رصد کرده.**کدامیک ماندگارترند؟!کسی نیست که پنج خط درباره ایستاده در غبار بنویسد و قادر باشد لااقل چند بار از واژه قهرمان استفاده نکند. از سر و روی فیلم قهرمانی می‌بارد، گل می‌بارد، گلوله می‌بارد، غبار می‌وزد و آفتابِ عمود، بر ساعت آفتابی خاطرات و خطرات می‌تابد؛ اما قهرمانانه.قهرمان فیلم چگونه خلق شد؟چه معجونی در کلمات به جا مانده از اوراق کتبی و اقوال شفاهی تاریخ ریختند که چنین حماسه‌ای پدید آمد؟ تقریباً هیچ! کار قشنگ محمدحسین مهدویان این بود که تاریخ را دستکاری نکرد. او می‌دانست که حاج احمد خود به خود قهرمان است و برای قهرمان داشتن در فیلمش کافی است که او را بدون هر رتوش و ویرایشی، همان طور که خود او بوده نشان دهد.
حاج احمدِ این فیلم نه تفسیر شده، نه تکثیر شده و نه منکسر. نه خُرد و خمیرش کردند تا زمینی و باور پذیر شود و نه او را در قوالب صورت‌مثالیِ ایده و سمبل به تکرار گذاشتند تا اصل و نسبش به عرش و عوالم مجردات برسد. اصلاً ایستاده در غبار چیست؟ نگاه یک دهه شصتی است به قهرمانان دهه شصت.
چنین نگاهی خالص‌ترین امتداد نظریست که ممکن بود وجود داشته باشد و نگاه‌های خالصانه معمولاً در بُعد و مسافت تاریخ به وجود می‌آید، نه در دوره شعار و مصادره آرمان‌ها و آویزانی از نام قهرمان‌ها.
پدرها خاطرات جنگ را تعریف می‌کنند و فرزندان که می‌شنوند، در ذهنشان تصاویر را تصور می‌کنند؛ این یک رویارویی دهه شصتی با جنگ است و محمدحسین همین را فیلم کرده. یک عده خاطره می‌گویند و ما تصاویرش را می‌بینیم. حاج احمد اصلاً دست نخورده، خودش است، او اگر خودش باشد قهرمان‌تر از هر تصویری است که قرار بوده با غلو قهرمانش کند. اگر حاج احمد بودن سخت است، تفسیراو دشوارتر خواهد بود. حاج احمد فهمیدنی‌تر از تفسیر است. جنگ یک نقطه ابدی است که انگار در ابتدای ازل جا مانده و برای درکش باید بدون واسطه‌های دلبخواه با آن روبرو شد. اگر خودش را بی‌پیرایه نگاه کنی، مثل یک انتحاری بغلت می‌کند. 
درک قهرمانان جنگ یعنی خیلی ساده، وقتی عکس خلبان‌هایش مثل عباس دوران یا عباس بابایی که او هم عباس دوران بود را نگاه می‌کنی، بگویی چقدر عینک دودی به بعضی از شهدا می‌آمد و تصمیم آن نوجوان سیزده ساله را قبل از اینکه تفسیر کنی فهمیده باشی.
آن‌ها خودش قهرمان بودند و لازم نیست از فرمول رمبو و ژنرال پاتُن برای ابرمرد کردنشان استفاده شود. حاج احمد آنجا قهرمان می‌شود که وسط معرکه‌ی آتش، در یک بیمارستان جنگی، لا به لای گُـل و نُقل عروسی دست به سینه و تبریک‌گویان وارد محفل می‌شود و همراه بقیه دم می‌گیرد که پاسدار، پرستار، پیوندتان مبارک! یا جاهایی که بعد از عصبانیت و حال‌گیری از یک دوست زیر دست، موقع معذرت خواهی گریه‌اش می‌گیرد.
وقتی سکانس دعوای احمد متوسلیان و شهید محسن وِزوایی در سالن سینما پخش می‌شد نا خودآگاه به خودم گفتم؛ دهه‌ات تمام نشده مربی! و دوست دارم این نگارش را با جملاتی از مرتضی آوینی نیمه تمام بگذارم که شنیده می‌شود از لابلای سطور تاریخ، هنوز چاووش شهر عشق را صدا می‌زند.
[زمان بادیست كه می‌وزد؛ هم هست، هم نیست. آنان را كه ریشه در خاك استوار دارند از طوفان هراسی نیست. جنگ می‌آمد تا مردان مرد را بیازماید. جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازه‌ای به كربلا باز شود و محمد جهان آرا به آن قافله‌ای ملحق شود كه به سوی عاشورا می‌رفت.
پندار ما این است كه ما مانده‌ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.
مسجد جامع خرمشهر رازدار حقیقت است و لب از لب نمی‌گشاید. از خود می پرسم كدام ماندگارتر است؟ این كوچه های ویران كه هنوز داغ جنگ بر پیشانی دارند و یا آنچه در تنگنای این كوچه‌ها و در دل این خانه‌ها گذشته است.



نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها : برخیز ای چاوش شهر عشق، ایستاده در غبار، فیلم، فیلم ایستاده در غبار، عشق، عاشقی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 تیر 1395
برایت بد نبود

نسخه ایی که پیچیدم

هر روز بخوان و از بر کن

تو دوام می آوری هر روز را تنهایی

اما تنهایی دوام نمی آورد هر روز را با تو




نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، متن عاشقانه،
لینک های مرتبط : فروشگاه اینترنتی موبایل،
          
پنجشنبه 5 آذر 1394



خواب دیگر بهانه ای برای خستگی نیست...!


و تپش های قلبت میشود لالایی کودکانه ام...


کنارم بمان...


میخواهم..


صبح چشمانم


در نگاه تو...بیدار شود..!!



نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها : عاشقانه، متن عاشقانه، آغوش،
لینک های مرتبط : فروشگاه اینترنتی موبایل،
          
پنجشنبه 5 آذر 1394
سیروس مقدم خیلی زیرکانه توانسته این موضوع را بیان کند و تا پایان این سریال باید منتظر ماند و دید آیا می‌تواند آن را درست آسیب‌شناسی کند و به چالش بکشد؛ به دنبال بازی علیرضا خمسه در چهارمین سری پایتخت گفتگویی را با این بازیگر ترتیب دادیم که در ادامه می‌خوانید:
 
*قبل از اینکه بازی شما در «پایتخت 4» شروع شود گفته بودید دیگر علاقه‌ای به بازی در نقش بابا پنجعلی ندارید.
 
احتمالاً آن موقع حالم بد بوده (با خنده)
 
 
*یعنی این حرف خود را تکذیب می‌کنید؟
 
بله، من عاشق بازی در نقش‌هایی هستم که مردم دوست دارند نقش‌های زیادی به من پیشنهاد می‌شود اما من همه‌ آن‌ها را قبول نمی‌کنم و اگر نقشی را دوست نداشته باشم آن را نمی‌پذیرم اما بیشتر دوست دارم قصه‌ها و موقعیت‌های جذاب‌تری در پایتخت به وجود بیاید که خوشبختانه در «پایتخت 4» این شرایط به وجود آمده است.
 
 
*چگونه می‌توانیم یک پایتخت جذاب‌تر در تلویزیون تولید کنیم؟
 
اگر هر لحظه به گروه پایتخت بگویند یک سریال آماده کنید آماده می‌کنند اما در صورتی که گروه ما زمان بیشتری داشته باشد و با آرامش زیادتری کار کند نتیجه خیلی مطلوب‌تر از قبل خواهد شد. حتی اگر بگویند برای نوروز 95 سریال بسازید به طور کامل آماده هستیم که کار کنیم اما از مدیران خواهش می‌کنم برنامه‌ریزی بهتر و دقیق‌تری برای این سریال داشته باشند.
 
 
*به نظر شما «پایتخت 4» انگیزه‌ی دیدن پایتخت 5 را در مخاطبان ایجاد می‌کند؟
 
بله. قصه و شخصیت‌پردازی «پایتخت 4» بسیار خوب و قابل قبول است و بدون شک نظر مخاطبان را جلب خواهد کرد.
 
 
*کمی در مورد بابا پنجعلی صحبت کنیم. در این سری قرار است چه اتفاقاتی برایش بیفتد؟
 
باباپنجعلی تصمیم جدی دارد که زن بگیرد و با این اشتیاقی هم که دارد بالاخره موفق می‌شود (با خنده). اتفاقات طنز دیگری هم برای این شخصیت می‌افتد که باید در جریان سریال دیده شود.
 
 
*اگر بخواهید بابا پنجعلی «پایتخت 4» را در یک جمله توصیف کنید چه می‌گویید؟
 
تنها می‌توانم بگویم که کیمیای عشق هر بیماری را درمان می‌کند در این سری پایتخت نیز حال بابا پنجعلی ضمن عاشق شدن بهبودی نسبی پیدا می‌کند. در کل «پایتخت 4»بسیار شیرین و جذاب است.
 
 
*خود شما کدام کاراکتر آن را بیشتر از همه دوست دارید؟
 
من با تمام کاراکترها به خوبی ارتباط برقرار می‌کنم. از نقی و ارسطو گرفته تا پسر کوچک بهبود. بازیگران جدیدی هم که اضافه شدند بسیار خونگرم، حرفه‌ای و دوست داشتنی هستند.
 
 
*مثل اینکه پسر کوچک بهبود این روزها نمی‌گذارد شما کارتان را به درستی انجام دهید؟
 
بله، کمی‌ برقراری می‌کند. بالاخره بچه است و نمی‌توان انتظار خاصی از او داشت.
 
 
*داماد شما چه تاریخی به گروهتان اضافه می‌شود؟
 
فعلاً که مهران احمدی (بهبود) سر کار «نفس» نرگس آبیار است امیدوارم زودتر کارش در آنجا تمام شود و بتواند به ما کمک کند.
 
 
*شما تا چه تاریخی جلوی دوربین پایتخت هستید؟
 
ما دقیقاً تا روز عید فطر مشغول کار برای هم‌وطنان عزیزمان هستیم.
 
 
*گرما‌‌ی شیرگاه اذیتتان نمی‌کند؟
 
گرمای کار ما به حدی زیاد است که باعث می‌شود هوای شرجی و گرم شیرگاه را حس نکنیم. خدا را شکر فضای کار به حدی صمیمانه است که هرگز از هیچ عامل خارجی خسته و کلافه نمی‌شویم.
 
 
*بازخورد مخاطبان تا به امروز از «پایتخت 4» چگونه بوده است؟
 
خدا را شکر همه «پایتخت 4» را دوست دارند و دنبال می‌کنند.
 
 
*آرزویتان برای سریال پایتخت چیست؟
 
امیدوارم این سریال همیشه ادامه‌دار باشد و با خلق صحنه‌های زیبا بتواند خنده را به لب مخاطب بیاورد.



نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 5 تیر 1394
اسرار زیبایی برای روز عروسی ، که یکی از مهم ترین روزهای زندگی انسان می باشد، بسیار مهم و دانستن و انجام دادن آن ها اهمیت زیادی دارد .
عروس



۱ . حتما یک آرایش گر ماهر برای خود انتخاب کنید و این کار را حداقل از ۳ ماه قبل شروع کنید زیرا مهارتی که آرایش گر باید داشته باشد یکی از مهم ترین رازهای زیبایی می باشد و سعی کنید قبل از تاریخ عروسی برای تست آرایش پیش آرایش گر خود بروید تا از آرایش خود مطمئن شوید.

۲ . چند ماه قبل از عروسی حتما به یک دکتر پوست مراجعه کنید و عیوب پوستی خود را برطرف کنید زیرا پوست مهم ترین پایه ی زیبایی می باشد.

۳ . لوازم آرایشی که قرار است روی پوستتان استفاده شود را از قبل به کمک آرایش گر خود روی پوستتان تست کنید تا هیچ حساسیتی نسبت به آن نداشته باشید مانند کهیر یا اگزما.

۴ . موچین را از دسترس خود دور کنید تا هر لحظه هوس تمیز کردن زیر ابروهایتان به سر شما نزند و برای عروسی ابروهای پر پشتی داشته باشید و بدست آرایش گر خود بسپارید تا ابروهای زیبایی یرای عروسی به شما تقدیم کند.

۵ . اپیلاسیون عروسی را یک هفته قبل از عروسی انجام دهید و بدست آرایش گر خود بسپارید زیرا ممکن است  که اگردر خانه یا به دست خودتان انجام شود باعث سوختگی وجای لک روی پوستتان شوید.

۶ . قبل از عروسی حتما تغییر هورمون های بدنتان را تحت نظر یک پزشک کنترل کنید زیرا گاهی اوقات با تغییر یکباره ی هورمون ها پوست ممکن است پر از جوش و آکنه شود.

۷ . نوشیدن روزانه ۹ لیوان آب اشامیدنی را قبل از تاریخ عروسی خود فراموش نکنید زیرا کم آبی بدن باعث خشک شدن پوست صورت و بدن و ترک خوردن لب ها می شود.

۸ . مراقب سلامت عاطفی خود باشید داشتن یک ارامش روحی و روانی تاثیر بزرگی روی پوست و زیبایی شما خواهد داشت.

۹ . شب قبل از عروسی استفاده از یک ماسک روشن کننده ی پوست را فراموش نکنید که تاثیر زیادی روی زیبایی پوست دار





نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها : عروس، عروسی، زیبایی، راز، شب عروسی،
لینک های مرتبط : فروش موبایل،
          
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی