تبلیغات
عشق
عشق
محلی برای عشق و عاشقی دختر پسرهای ایرانی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


محلی برای عشق و عاشقی دختر پسرهای ایرانی با مطالب قشنگ عاشقانه عکس های love و ...

مدیر وبلاگ :تینا تینا
نظرسنجی
نظرتون در مورد عشق و عاشقی چیست ؟





فروشگاه اینترنتی پرشام موبایل عرضه کننده انواع گوشی و لوازم جانبی اصلی بوده و قیمتهای مناسب وجه تمایز این فروشگاه با سایر رقبا می باشد






نوع مطلب :
برچسب ها : بازار،
لینک های مرتبط : فروشگاه اینترنتی موبایل،
          
چهارشنبه 17 تیر 1394

فروشگاه اینترنتی پرشام مارکت در سال 88 با هدف عرضه انواع کالای دیجیتال بخصوص تلفن های همراه و لوازم جانبی مربوطه در استان اصفهان افتتاح و پس از دو سال فعالیت در سال 90 با توجه به لزوم بازنگری در شیوه ی فروش و کمک به فراگیر شدن خرید اینترنتی  با نام اختصاصی pmcm - parsham mobile center market و ثبت سایتهای www.pmcm.ir و www.parshammobile.ir و www.parsham.com و اخذ مجوز از وزارت صنعت ، معدن و تجارت و اخذ نماد اعتماد الکترونیک پا به دنیای مجازی گذاشت و به تدریج با کسترش دامنه فعالیت خود و تبدیل به یک مارکت اینترنتی نسبت به فروش موبایل ، لوازم جانبی ، لوازم بهداشتی ، کارت های حافظه ، ابزار و لوازم ، محصولات TV SHOP یا تبلیغ تلویزیونی و ... اقدام نموده است . هدف اصلی مجموعه پرشام جلب رضایت مشتریان با ارائه محصولات با کیفیت و با قیمت بسیار مناسب می باشد .از جمله مزیت های کلیدی این وب سایت پرشام مارکت تمرکز روی رضایت مشتری بوده است که در تمام مدت فعالیت خود بسیار به این موضوع اهمیت داده

از محصولات پر فروش فروشگاه می توان به شارژر موبایل ، هندزفری موبایل ، انواع کیف و کاور تلفن همراه ، برچسب ال سی دی ، محصولات تبلیغ تلویزیونی اشاره کرد . با توجه به تعویض بی قید و شرط کالا در هفت روز اول خرید مشتریان با خیال راحت می توانند اقدام به خرید کالا از این فروشگاه نموده و با اطمینان از اینکه به هر دلیل کالا مورد پسند ایشان واقع نشد می توانند آنرا مرجوع و پول خود را پس بگیرند و به همین دلیل خرید از پرشام مارکت ریسک های خرید اینترنتی را نداشته و خریدار می توانند با اطمینان کامل خرید خود را انجام دهد .

مزایای پرشام مارکت :

  1. سرعت بالای سایت
  2. تجربه کاربری فوق العاده
  3. ارایه کلیه کالاها در یک سبد
  4. معرفی دقیق کالاهای ارائه شده
  5. 7 روز گارانتی تعویض کالاهای خریداری شده و بازگشت کالا بصورت رایگان
  6. ارسال رایگان به سراسر کشور برای سفارشات بالای 75 هزار تومان
  7. تنوع بالای محصولات نسبت رقبای هم سطح
  8. ثبت تیکت پشتیبانی

 

معایب پرشام مارکت :

  1. عدم امکان خرید کالاهای مرتبط با یک کالا (خرید گوشی به همراه ضدخش و قلم مخصوص)
  2. نرفتن به سمت بازارچه آنلاین مانند فروشگاه های بزرگ دنیا (Maketplace)
  3. نداشتن سیستم وفاداری مشتری
  4. نداشتن نرم افزار مخصوص موبایل هوشمند و تبلت




نوع مطلب :
برچسب ها : فروشگاه اینترنتی، فروشگاه پرشام مارکت، شارژر موبایل، هندزفری موبایل، کیف موبایل، پرشام،
لینک های مرتبط : پرشام مارکت،
          
پنجشنبه 23 دی 1395

آخرین خبر :

تاریخ انتشار: 95/06/29 19:37

آخرین خبر/ غدیر گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است. غدیر یک اتفاق ساده نیست، یک گزینش رحمانی است. آبشاری که از غدیر جریان یافت، نور را در همه گیتی پراکند. عشق را جانی تازه بخشید. حیات را طراوتی نو داد و محبت و دوستی را پدید آورد.

خورشیدی که در غدیر درخشید، آفتاب را شرمنده ساخت. شب را تاراند و سیاهی را به هزیمت واداشت. ماهتابی که شب غدیر را به روز اکمال دین پیوند زد، روشن‌ترین انگشت اشاره پروردگار بود که از زبان بر گزیده اش تلاوت شد.

و غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست، یک دریاست. غدیر یک اشاره است. کلمه رمزی است بین انسان و خدا.

علی ابرمرد تاریخ

«علی تنها صحابی نامی پیامبر است که با جاهلیت پیوندی نداشته است؛ علی در میان دست های پیامبر رشد کرد و با رفتار او بزرگ شد، روزی که به خاطر فقر از خانه ابوطالب بیرون آمد قرار بود به دامن پاکی ها برود، قرار بودیک روح بزرگ و شگفت انگیز پرورشش دهد، علی خدا را با محمد شناخت و در همان روزهای کودکی اسلام را فهمید و پذیرفت، حالا مرد شمشیر شده، مرد سخن و مرد سیاست، عارف است و در عین حال جنگ آور، عادل است و اهل تفکر و حالا دیگر وقتش رسیده، بعد از سال ها در کنار پیامبر زندگی کردن، اندیشه اش، افکارش، زندگی اش، عقایدش و دنیایش را در کنار محمد ساخته، در بیست و سه سالی که پیامبرمان ماموریتش را انجام می داده، همیشه علی حاضر بوده است، چه در مسجد، چه در میدان جنگ و چه در خانه و در میان اهل بیت و حالا زمان رفتن است، زمان رفتن پیامبر و پیامبر برای علی و روزهای تنهاییش نگران است.

"ده میل از مکه دور شده‌اند. پیغمبر تصمیم خویش را گرفت. اینجا غدیر خم است،سر راه مدینه و تهامه و نجد و یمن و حضرت موت،آنجا که مسلمانانی که با وی آمده اند هر دسته از گوشه ای فرا می روند و دیگر هیچگاه از محمد سخنی نخواهند شنید. دستور داد آنان که پیش رفته اند برگردند،صبر کرد تا آنها که مانده اند برسند.سنگ هارا توده کردند و از جهاز شتر ها،منبری بزرگ برپا نمودند و پیغمبر پس از ایراد خطبه ای طولانی،علی را با چنین سبکی دقیق و قاطع معرفی کرد:ابتدا از جمعیت پرسید چه کسی از مومنان برخود آنان «اولی »است؟ جمعیت گفت: خدا و رسولش بهتر می‌دانند. پس پرسید:آیا من از شما بر خود شما «اولی» نیستم؟ همه گفتند:چرا! سپس گفت :«من کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلی مَوْلاهُ الهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. »

پس از پایان معرفی علی،این آیه را بر مردم خواند که:«امروز دینتان را برای شما تکمیل کردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و رضا دادم که شما را دین،اسلام باشد.»

وقتی همه خوبی ها در یک نفر جمع شده باشد، او انتخاب می شود برای برادری و برای تکمیل دین خدا:

بیهقی یکی از دانشمندان نامی اهل سنّت چنین روایت نموده که پیامبر اکرم(ص) فرمود:"هر کسی دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خود نگهداری نوح را(مشاهده نماید) و بردباری ابراهیم(نظاره کند) و به عبادت موسی(ع) (پی ببرد) باید به علی بن ابی طالب(ع) نظر بیندازد."( الدر المنثور، جلال الدین سیوطی)

رسول خدا(ص) فرمودند: " ولایت على‏ بن ابى طالب، ولایت خداست و دوستی اش دوستى‏ خدا و پیروی اش فریضه ی خدا و اولیائش اولیاء خدا، و دشمنانش دشمنان خدا، نبرد با او نبرد با خدا و سازش با او سازش با خداى عزّ و جلّ است." (روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، آلوسی)

روایات نبوی خاصّ و منحصر به فردی مثل حدیث منزلت («تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى به جز اینکه بعد از من نبوّتی نیست.») و باب علم (من شهر علم و حکمتم و على در آن است‏.) تنها در شأن حضرت علی(ع) نازل شده است.

حضرت علی(ع) که با شجاعت خود در جنگ خندق، باعث پیروزی مسلمانان شد، مفتخر به دریافت این سخن از پیامبر اکرم(ص) گردید: «ضربه ی علی در روز خندق، برتر از عبادت ثقلین (جنّ و انس) است.» (ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال)

همچنین در جنگ احد، زمانی که حضرت علی(ع)، پیشاپیش پیامبر(ص)، حرکت می کردند و از جان رسول خدا(ص) دفاع می کردند، همه نوای جبرئیل امین(ع) را از آسمان شنیدند که می فرمود: «هیچ جوانمردی جز علی و هیچ شمشیری چون ذوالفقار نیست.» (کلینى، محمد بن یعقوب، الروضة من الکافی)

اعمال شب و روز عید غدیر

روز هیجدهم ذیحجه روز عید غدیر و معروف است به عید اللهِ الاکْبَرْ و عید آل محمّد (عَلیهمُ السلام) است وبزرگ ترین عید است، عید ولایت و عید نبوت، برای اینکه از نعمت این روز بیشتر استفاده کنید اعمال این روز تا تا جایی که می توانید انجام دهید: اعمال این روز چند چیز است:

1. روزه که کفّاره شصت سال گناه است و در روایتی آمده که روزه این روز برابر است با روزه تمام عمر و معادل است با صد حجّ و صد عمره.

کتاب الخصال، ج1، ص264، ح145؛ مصباح المتهجّد، ص736

2. انجام غسل

تهذیب الاحکام، ج3، ص143؛ بحارالانوار، ج98، ص321، ح6

3.زیارت حضرت علی (علیه السلام) از هر کجا که باشید می توانید حضرت امیرالمومنین را زیارت کنید، زیارت براى امام در این روز، سه زیارت مخصوصه نقل شده که یکى از آنها زیارت معروفه به "اَمینُ الله" است که از نزدیک و دور خوانده مى‌شود و آن از زیارات جامعه مطلقه است.

مفاتیح الجنان، ص788

4. اقامه دو رکعت نماز شبیه نماز صبح، از نماز به سجده روید و صد مرتبه شکر خدا کنید سپس سر از سجده بردارید و دعای «اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّ لَکَ الْحَمْدَ وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ وَ اَنَّکَ...» را بخوانید.

پس از این دعا باز به سجده روید و صد مرتبه ذکر «اَلْحَمْدُلِلّهِ» و صد مرتبه ذکر «شُکْراًلِلّهِ» بگویید و روایت شده که هر کس این عمل را بجا آورد ثواب کسى داشته باشد که در روز عید غدیر نزد حضرت رسول خدا (صَلَّى اللّهِ عَلِیهِ و َاله) حاضر شده باشد و با آن حضرت بر ولایت بیعت کرده باشد. بهتر است این نماز نزدیک ظهر اقامه شود که پیامبر اکرم در آن ساعت امیرالمؤ منین علی (علیه السلام) را در غدیر خُمّ به امامت و خلافت براى مردم نصب فرمود و در رکعت اوّل سوره قدر و در رکعت دوم سوره توحید خوانده شود .

اقبال الاعمال، ص761

5. پس از غسل، نیم ساعت به ظهر مانده دو رکعت اقامه شود. در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره توحید ده مرتبه و آیة الکرسى ده مرتبه و سوره قدر ده مرتبه خوانده شود که ارزش این نماز برابر است با صد هزار حجّ و صد هزار عمره است و باعث برآوردن شدن حوائج دنیا و آخرت می‌شود. بهتر است که بعد از این نماز این دعا را خوانده شود: رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً ... "الدُّعاء بطوله .

تهذیب الاحکام، ج3، ص143؛ بحارالانوار، ج98، ص321، ح6

6.خواندن دعای ندبه .

7. در هنگام ملاقات مومنین به عنوان تهنیت جمله ذیل را بگوییم.

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذى جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوِلایَةِ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالاْئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

ستایش خاص خدایى است که قرار داد ما را از تمسک جویان به ولایت امیرمؤ منان و سایر امامان علیهم السلام

و نیز بخواند: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَکْرَمَنا بِهذَا الْیَوْمِ وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُوفینَ بِعَهْدِهِ اِلَیْنا وَ میثاقِهِ الَّذى واثَقَنا بِهِ مِنْ وِلایَةِ وُلاةِ اَمْرِهِ وَالْقُوّامِ بِقِسْطِهِ وَ لَمْ یَجْعَلْنا مِنَ الْجاحِدینَ وَالْمُکَذِّبینَ بِیَوْمِ الدّینِ .

ستایش خاص خدایى است که گرامى داشت ما را به این روز و قرارمان داد از وفاکنندگان به عهدى که با ما کرده بود و پیمانى که با ما بسته بود از ولایت سرپرستان امر دین او و برپادارندگان عدلش و قرارمان نداد از منکران و تکذیب کنندگان روز جزا

اقبال الاعمال، ص778

8. صد بار این ذکر گفته شود: اَلْحَمْدُلِلّهِ الّذى جَعَلَ کَمالَ دینِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ بِوِلایَةِ اَمیرِ الْمُؤ مِنینَ عَلىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ .

ستایش خاص خدایى است که قرار داد کمال دین و تمام شدن نعمتش را به ولایت امیرمؤمنان على بن ابیطالب علیه السلام .

بحارالانوار، ج98، ص321، ح5

با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید

http://akharinkhabar.com/Pages/News.aspx?id=297014...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 شهریور 1395


به مردی دل ببند ک از علاقه اش به خودت مطمئنی...
قانون ِ رابطه ها این است:
مرد باید عاشق تر باشد...
مرد است که باید برای داشتنت تلاش کند...
مرد است که باید پر باشد از نیاز ِ به تو...
مرد است که باید بجنگد!!
تو چرا نشسته ای کنج اتاق و زانوهایت را بغل گرفته ای
و اشک میریزی و روزهایت را آتش میزنی!
چند سالت است مگر؟!؟
اینکه مینویسی خسته شده ای...
اینکه مینویسی دیگر کشش نداری...
این فاجعه است!!! فاجعه!
این روزهایت، بهترین روزهایت هستند...
حالاست که باید بخندی...
حالاست که باید رها باشی و آزاد...
حالاست که باید دخترانگی کنی!!
نه که همه را خط بزنی و بنشینی کنج اتاق و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی برای نداشتن  مردی که حواسش هم به تو نیست!!!
.
.

برگرد دختر...
برگرد به زندگی...
اگر خواستی ازدواج کنی
با مردی ازدواج کن
که به جای ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ
ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ می گویند،
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﻧﯿﮑﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺭﮊﯾﻢ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻭ ﺟُﮏ ﻫﺎ و ... صحبت می کنند؛
تو را ﺑﻪ؛
دوچرخه ﺳﻮﺍﺭﯼ،
کوهنوردی،
ﺗﺌﺎﺗﺮ،
ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺭﻓﺘﻦ،
ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﻥ،
ﺷﻌﺮ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ،
كافه ﺭﻓﺘﻦ ﻭ
ﺷﺐ ﮔﺮﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻫﻮا،
سفرهای ﺑﯽ ﻫﻮﺍ،
ﺑﺎ:
ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﯽ ﻭ
ﻋﮑﺎﺳﯽ ﻭ
ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻭ
ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻫﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯾﯽ ...
ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ زند.
ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ " با تو بودن " ایمان ﺩاشته باشد
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ
ﻭ ﻫﺮ ﭘﺸﻪ ﯼ ﻧَﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ و ﺑﺮت ﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮔﯿﺮ ندهد.
،
ﻭ ﺑﻪ تو ﺍﺣﺴﺎﺱ
" ﺭﻓﯿﻖ " ﺑﻮﺩﻥ بدهد ﻭ
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ
" ﺯﻥ " ﺑﻮﺩﻥ !!!
طوﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ
ﺑﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ تان ﺣﺴﻮﺩﯼ ﺷﺎﻥ ﺷود ...
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺷﺎﯾﺪ زمان مناسبی رسیده،
که تن به ازدواج بدهی!
وگرنه هیچ گاه به ذهن زیبایت خطور نکند
که آرامش را در میان دستهایی خواهی یافت
که تو را فقط زن می داند و زن!!!
زن ها فریب کارترینند ...
همه چیزشان را پنهان می کنند
تنهایی را
دلتنگی را
گریه ها را
دوست داشتن را .....
زن ها قویترینند ...
هنگام شکستن صدایشان در نمی آید
درد که دارند به خود نمیپیچند
نهایت تسکین درد یک زن ...
گریه های یواشکی ست ...
مهم نیست چه چیز به یک زن بدهی، هر چه بدهی آنرا بهتر می‌سازد:
.. نطفه‌ای به او بده فرزندی به تو خواهد بخشید!
.. خانه‌ای به او بده، از آن کاشانه‌ای خواهد ساخت!
.. لبخندی به او بده، قلبش را به تو خواهد بخشید :
زن آنچه را به او بدهند تکثیر می‌کند و پژواک می‌بخشد.
پس اگر به او یک زندگیِ جهنمی بدهی، تعجب نکن که از آن جهنمی بزرگتر برایت بسازد!

جملاتی نقل شده از بزرگان:

ﺯﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ :
- ضعیف ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ بزرگترین ﻣﺸﮑﻼﺕ
ﺭﺍ ﺩﻭﺍﻡ می ﺁﻭﺭﻧﺪ.
- ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﻭﻏﯽ
ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ .
- ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﻫﺎﻧﺘﯽ ﺭﺍ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ.

اما ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ :
- ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .
- ﻣﺸﮑﻼﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ.
- ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.
- ﺯﯾﺮﺍ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﻧﺪ.

ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ .. .
- ﺗﻤﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﺑﺎﻧﻮ ..... .
- ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟ !
- ﺍﯾﻦ، ﮐﻢ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ....
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﯽ ﻣﻨﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﯽ. ..
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ، ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﺰﻟﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ
ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﺪ . ....
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ. ...
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﯽ ﺳﻨﮕﯽ . .
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍ .... .
ﺗﻮ ! - ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ... .
 ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ
- ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ. ....
- ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺶ
 ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ. .....
- ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ . .................................
ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎی ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻲ
خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و بینى خونی نیست!!!!!!

خشونت اضطرابیست که در جان زن است که فکر میکند باید لاغرتر باشد، چاق تر باشد ،، زیباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگین تر باشد،  خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد....
خشونت آن چیزیست که زن نیست و فکر میکند باید باشد!!!
خشونت آن نقابیست که زن به صورتش میزند تا خودش نباشد ..
تا برای مرد کافی باشد....!




نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها : دل بستن، تهمینه میلانی، حقوق زنان،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 19 شهریور 1395


اگر تلفن هوشمند دارید و عشق صدا هستید، بفرمایید ساندبار سری 3 سامسونگ در خدمت شماست!

 افزایش کاربرد تلفن‌های همراه هوشمند، باعث شده تا این روزها پخش موسیقی یا رادیو به صورت بی‌سیم و از طریق بلوتوث، تبدیل به یکی از نیازهای جدی کاربران این تلفن‌ها شود، نیازی که تمایل تولیدکنندگان سیستم‌های صوتی و تصویری را به تولید این‌گونه دستگاه‌ها افزایش داده است. شرکت سامسونگ الکترونیکس از معتبرترین برندهایی است که سیستم‌های صوتی با قابلیت پخش صدا به صورت بی‌سیم و از طریق بلوتوث را در چهار رده محصولی و با نام ‌ساندبار (Soundbar) به بازار ایران معرفی کرده است.در میان چهار مدل ساندباری که سامسونگ به بازار معرفی کرده، رده ارزان قیمت محصول (HW-H360) گزینه مناسبی برای اتاق شخصی و کار افراد است.

 این محصول، امکان پخش موسیقی به صورت بی‌سیم و از طریق بلوتوث را فراهم می‌کند. پورت USB نیز امکان دیگری است که در صورت تمایل به پخش موسیقی از روی حافظه خارجی یا فلش، برای کاربر در نظر گرفته‌شده است. از دیگر ویژگی‌های اصلی این محصول می‌توان به پخش صدای تلویزیون به صورت بی‌سیم اشاره کرد. خروجی صدای ساندبار سری سه، با 120 وات قدرت، صدایی بهتر و رساتر از صدای تلویزیون‌های رده ارزان قیمت و میانی، در خدمت کاربر قرار می‌دهد. ضمن اینکه وضوح صدا در ساندبار به مراتب بهتر از صدای تلویزیون است. ویژگی‌های جانبی مانند قابلیت نصب بر روی دیوار، روشن شدن با تلفن همراه، آمپلی‌فایر کریستالی و غیره در کنار قیمت مناسب ساندبار سری سه، خبر از ورود محصولی مناسب به بازار داده که پیش‌بینی می‌شود تقاضای خوبی داشته و محبوبیت قابل‌توجهی برای خود کسب کند.





نوع مطلب :
برچسب ها : عشق صدا، سامسونگ، شرکت سامسونگ،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 مرداد 1395

این متن قشنگ برای صبح پنجشنبه بی نظیره

همچون رودخانه باشیم هرگاه شخصے به مابدی ڪرد از بدی آن شخص بگذریم مانند آب رودخانه که از سنگ و شن میگذرد و آنهارا شستشو میدهد شاید با گذشت، تغییرش دادیم ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

          
پنجشنبه 28 مرداد 1395
مرد روانی که 9 ماه همسر مدلینگ خود را شکنجه و زندانی کرده بود به 3 سال زندان محکوم شد.

به گزارش پلیس استرالیا، متهم «کاتبرد شین» 25 ساله بارها همسر مدلینگ خود «رز برنجر» 27 ساله را در اسارتگاه خود شکنجه کرده و مورد ضرب و شتم قرار داده است.

رز پس از رهایی از شکنجه‌های شوهرش می‌گوید: ما با عشق و علاقه زیادی زندگی زناشویی خود را آغاز کردیم. پس از گذشت 2 ماه او هر روز مرا کتک می‌زد و بدنم را می‌سوزاند. متهم روانی هر بار پس از شکنجه من از زخم‌ها و جراحات به وجود آمده نیز فیلمبرداری می‌کرد.

رز اضافه می‌کند که 9 ماه شکنجه‌های شوهرش را تحمل کرده است. بنابر مدارک موجود در اداره پلیس رز بارها مورد سوءاستفاده کلامی و فیزیکی شوهرش قرار گرفته است.

با وجودی که این زن بارها به شوهرش التماس کرده که دست از آزار وی بردارد این مرد روانی همچنان او را شکنجه کرده است.

زن مدلینگ می‌گوید: شوهرش بارها سر و صورت او را به پنجره ‌آهنی و دیوار آجری کوبیده و از زجرکشیدن رز لذت برده است. او حتی اجازه خارج شدن از خانه برای خرید، کار و ارتباط با دوستانش را نیز به وی نمی‌داد.

پلیس می‌گوید همسایگان این زوج در ساحل شرقی منطقه کوئینزلند به رفتارهای مشکوک شوهر رز ظنین شده و موضوع را به پلیس گزارش داده‌اند. در این فاصله رز نیز توانسته با ارسال چند عکس و فیلم که شوهرش از وی گرفته به دوستانش، پرده از رفتارهای خشن و دیوانه‌وار شوهرش بردارد.

دادگاه این مرد را پس از 5 جلسه محاکمه به 3 سال زندان و پرداخت غرامت به شاکی محکوم کرد.





نوع مطلب :
برچسب ها : مرد عاشق، شکنجه، شکنجه همسر توسط مرد عاشق، شکنجه همسر،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 مرداد 1395
نگاهی به فیلم سینمایی «ایستاده در غبار»؛

برخیز ای چاوش شهر عشق

وقتی سکانس دعوای احمد متوسلیان و شهید محسن وِزوایی در سالن سینما پخش می‌شد ناخودآگاه به خودم گفتم؛ دهه‌ات تمام نشده مربی!
به گزارش خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی ذاکرنیوز؛ حالا در نیمه دهه نود شمسی هستیم. آوینی و آهنگران تاریخ شده‌اند و نوبت رسیده است به دیگران و این چنین، ما قهرمان ها را دوباره زنده کردیم؛ ما بچه‌های دهه شصت، متولدین همان روزها.
در نیمه‌های دهه هفتاد، دیالوگی از زبان سرهنگ سلحشور خطاب به حاج کاظمِ آژانس شیشه‌ای در اقطار جامعه پیچید که پیش از آن هم همه با تلخی تمام مشغول باور کردنش بودند؛ دهه‌ت تموم شده مربی!
سینمای دفاع مقدس در دهه شصت ناگهان در اوج پدید آمد. بعد از پایان جنگ بارها برای رسیدن به آن سطح و آن حال و هوا و نوا و فضاها تلاش فراوان شد اما همه نامُیسّر؛ چون سینمای جنگی ایران را کسی نساخته بود، از ابتدا کسی با برنامه‌ریزی ریاضی‌وار شاکله‌اش را قوام نداد و هیچ مدیری نیست که بتواند مدعی تدبیر خود در بوجود آمدن آن باشد.
جنگ ایران و عراق خودش اتفاقی خاص بود و سینمایش را هم بوجود آورد. آیا از روی فرمول می‌شود فیلمی مثل پرواز در شب (رسول ملاقلی‌پور 1364) را ساخت؟ بعد از جنگ بارها در تئاتر برای بازسازی شور و حال کانال کمیل که ملاقلی‌پور در فیلمش نشان می‌داد تلاش شد، اما همه شعاری و لوث از آب درآمدند.
انگار مقلدانِ بعدی همه سعی می‌کردند با پمپ، از چاه تاریخ آب عَذَب بیرون بکشند در حالی که سینمای جنگی دهه شصت، خودش مثل چشمه جوشیده بود. ما هر قدر که به اواخر دهه هفتاد نزدیک شدیم، این باور که دوران شکوه آن سینما به پایان رسیده بیشتر قوت می‌گرفت و حتی ژنرال‌های هنر جنگ هم کم کم در فکر کوچ به وادی‌های دیگر بودند تا اینکه در نیمه دهه هشتاد، اخراجی‌ها روی پرده آمد و اساسا بحث عوض شد.آنچه که در اخراجی‌ها برای خریداران انبوه بلیت‌اش جذاب شده بود، کمدی‌های تابوشکنانه آن بودند نه مایه‌های دفاع مقدسی کار. 
انگار با این فیلم دنباله‌دار، معلوم شد که جنگ واقعاً تمام شده و تراژدی و حماسه جایشان را به کمدی و رُمَنس داده‌اند. اما قهرمان‌ها هیچ وقت نمی‌میرند، آن‌ها در غبار مسیر افق محو می‌شوند و روزی از کاریزهای تاریخ دوباره در کف دست‌های یخ‌زده مردمانشان چکه خواهند کرد.
از تابستان خرمشهر تا اسفند ماه تهران
از مقایسه دو مستند «روایت فتح» و «آخرین روزهای زمستان» می‌شود خیلی چیزها درباره سینمای دفاع مقدس ( به طور خاص) و پرسه قهرمان‌پروری سینمای ایران (به طور عام) درک کرد.جذابیت آخرین روزهای زمستان به دلیل بازسازی‌های ماهرانه‌اش از اتفاقاتی خاطره شده و تاریخ شده بود اما روایت فتح، درست در نقطه مقابل، برای این جذاب بود که هر چه در آن دیده می‌شود واقعیت داشت.
قطعاً اگر کسی در دوران جنگ «آخرین روزهای زمستان» یا چیزی شبیه آن را می‌ساخت این قدر جلب توجه نمی‌کرد. همه می‌گفتند چرا بازسازی‌اش می‌کنی؟ اگر مردی برو وسط معرکه و واقعی‌اش را فیلم بگیر.
 از طرفی واضح است که در این دوره هم امکان ساخت روایت فتح وجود ندارد؛ اصل مسئله اینجاست که زمان مثل باد وزید و جنگ هم بالاخره جزوی از تاریخ شد.
در دوره‌ای که آوینی و حاتمی‌کیا و ملاقلی‌پور و درویش و تبریزی و... فیلم‌های –به قول آن ایام– جبهه‌ای می‌ساختند، جنگ واقعیت جاری جامعه بود نه عنصری از تاریخ و در زمانه‌ای که محمدحسین مهدویان آخرین روزهای زمستان را ساخت، ‌دیگر آنقدر از 1367 فاصله گرفته بودیم که با هشت سالِ پیش از آن بشود مثل تاریخ برخورد کرد اما در دهه هفتاد و هشتاد،‌ جنگ نه واقعیت جاری بود نه برگی از تاریخ، و برای همین نمی‌شد فیلم دفاع مقدسی ساخت، نمی‌شد درباره آن هشت سال موضع گفتمانی جدیدی داشت و از مواضع قدیمی هم به اندازه کافی هزینه شده بود.
در نیمه‌های دهه هفتاد، حاج کاظم جایی میان زمین و آسمان سر همسنگر غریب‌اش را در دست گرفت و مرگ او را باور کرد اما نسل سومی‌ها، خیلی‌هایشان آژانس شیشه‌ای را چند باره و چندمین باره تماشا کردند تا شاید این دفعه در پایان عباس زنده بماند؛ و ما به نیمه دهه هشتاد نرسیده بودیم که سپیده‌ی نفس بریده‌ی میم مثل مادر، داروی کمیاب شیمیایی را به پسرکش داد تا او زنده بماند و خودش به سرزمین قهرمان‌ها، پیش همپالگی‌هایش عروج کند؛ جایی که به قول سهراب (درختان حماسی پیداست.)
حالا در نیمه دهه نود شمسی هستیم. آوینی و آهنگران تاریخ شده‌اند و نوبت رسیده است به دیگران. حالا نوبت امثال ماست که برای جنگ و سینمای جنگ بنویسیم، نوبت محمدحسین مهدویان است که فیلم جبهه‌ای بسازد و حالا این محسن چاووشی است که باید جنگ‌زده‌ها را بخواند. زمانه عوض شده و هنگامه نگریستن تاریخی به دِبهه‌ی آتشین و خونبار دهه شصت رسیده است. حالا نوبه آدم‌ها هم عوض می‌شود و این چنین، ما قهرمان ها را دوباره زنده کردیم؛ ما بچه‌های دهه شصت، متولدین همان روزها.
در جستجوی قهرمان
از مقایسه «بادیگارد» با «ایستاده در غبار» هم می‌شود خیلی‌ چیزها را فهمید و چه جالب که این دو فیلم پهلو به پهلوی هم اکران شدند.
بادیگارد نگاهی است از چشم‌انداز یکی از همان قهرمانان دهه شصت به جامعه امروز ایران و ایستاده در غبار نگاهی از چشم یکی از آدم‌های امروز است به قهرمانان دهه شصت.
حاج حیدر – بخوانید حاج کاظم یا حاج احمد متوسلیان یا ... – چشم امیدش به یکی از نخبگان جوان امروزیست، او از تمام هم نسلی‌هایش که در دوران حماسه به گوشه‌های دنج خزیده و خلیده بودند و حالا کرسی‌نشینان مناصب شده‌اند، دلخور است و نظم فرسایشی و فرمایشی امروزه روز را تاب نمی‌آورد. آن عده از آدم‌های هم نسل حیدر که می‌توانستند مایه امید او در این بلاروزگار باشند، همه در تاریخ جا مانده‌اند. عکسی که مادر میثم و همسر همرزم شهید حیدر به او نشان می‌دهد کاملاً تداعی‌گر همین حس است؛ قهرمان‌ها در تاریخ جا مانده‌اند واِلا وضع ما این نبود.
از آن طرف یک نخبه امروزی، نه مثل میثمِ فیلم بادیگارد نابغه فیزیک، بلکه نابغه‌ای در هنر به نام محمدحسین، فیلمی می‌سازد که آن هم به دنبال قهرمانان نسل دیروز برای سامان دادن به اوضاع حال حاضر است؛ [مردم اینا دروغ می‌گن به شما، کجا می‌ره این پولا؟!]
اگر حاج احمد زنده بود آیا اوضاع امروز ما چنین می‌ماند؟ این سوالی است که در ذهن خیلی از نسل‌ سومی‌ها غَلَـیان می‌کند، یعنی این سوال که اگر باکری و باقری و همت و زین الدین بودند و اگر آقای دکتر چمران امروز هنوز نفس می‌کشید ... 
ما نفس کم آوردیم، از جنس همین نفس‌ها را و این است که مردی می‌طلبیم ایستاده در غبار با نفسی که تنگ نمی‌آید و همچنان و همواره غرش عدالت‌طلبانه‌ی عنصر قهرمانی در جامعه است و عصیان حقانیت است بر ریا و منفعت طلبی و دروغ و محافظه‌کاری؛ قهرمان یعنی همین، یعنی همان چیزی که جامعه امروز ما می‌طلبد و از این جهت حقاً که ایستاده در غبار چقدر هوشمندانه موضوع روز جامعه را کشف و رصد کرده.**کدامیک ماندگارترند؟!کسی نیست که پنج خط درباره ایستاده در غبار بنویسد و قادر باشد لااقل چند بار از واژه قهرمان استفاده نکند. از سر و روی فیلم قهرمانی می‌بارد، گل می‌بارد، گلوله می‌بارد، غبار می‌وزد و آفتابِ عمود، بر ساعت آفتابی خاطرات و خطرات می‌تابد؛ اما قهرمانانه.قهرمان فیلم چگونه خلق شد؟چه معجونی در کلمات به جا مانده از اوراق کتبی و اقوال شفاهی تاریخ ریختند که چنین حماسه‌ای پدید آمد؟ تقریباً هیچ! کار قشنگ محمدحسین مهدویان این بود که تاریخ را دستکاری نکرد. او می‌دانست که حاج احمد خود به خود قهرمان است و برای قهرمان داشتن در فیلمش کافی است که او را بدون هر رتوش و ویرایشی، همان طور که خود او بوده نشان دهد.
حاج احمدِ این فیلم نه تفسیر شده، نه تکثیر شده و نه منکسر. نه خُرد و خمیرش کردند تا زمینی و باور پذیر شود و نه او را در قوالب صورت‌مثالیِ ایده و سمبل به تکرار گذاشتند تا اصل و نسبش به عرش و عوالم مجردات برسد. اصلاً ایستاده در غبار چیست؟ نگاه یک دهه شصتی است به قهرمانان دهه شصت.
چنین نگاهی خالص‌ترین امتداد نظریست که ممکن بود وجود داشته باشد و نگاه‌های خالصانه معمولاً در بُعد و مسافت تاریخ به وجود می‌آید، نه در دوره شعار و مصادره آرمان‌ها و آویزانی از نام قهرمان‌ها.
پدرها خاطرات جنگ را تعریف می‌کنند و فرزندان که می‌شنوند، در ذهنشان تصاویر را تصور می‌کنند؛ این یک رویارویی دهه شصتی با جنگ است و محمدحسین همین را فیلم کرده. یک عده خاطره می‌گویند و ما تصاویرش را می‌بینیم. حاج احمد اصلاً دست نخورده، خودش است، او اگر خودش باشد قهرمان‌تر از هر تصویری است که قرار بوده با غلو قهرمانش کند. اگر حاج احمد بودن سخت است، تفسیراو دشوارتر خواهد بود. حاج احمد فهمیدنی‌تر از تفسیر است. جنگ یک نقطه ابدی است که انگار در ابتدای ازل جا مانده و برای درکش باید بدون واسطه‌های دلبخواه با آن روبرو شد. اگر خودش را بی‌پیرایه نگاه کنی، مثل یک انتحاری بغلت می‌کند. 
درک قهرمانان جنگ یعنی خیلی ساده، وقتی عکس خلبان‌هایش مثل عباس دوران یا عباس بابایی که او هم عباس دوران بود را نگاه می‌کنی، بگویی چقدر عینک دودی به بعضی از شهدا می‌آمد و تصمیم آن نوجوان سیزده ساله را قبل از اینکه تفسیر کنی فهمیده باشی.
آن‌ها خودش قهرمان بودند و لازم نیست از فرمول رمبو و ژنرال پاتُن برای ابرمرد کردنشان استفاده شود. حاج احمد آنجا قهرمان می‌شود که وسط معرکه‌ی آتش، در یک بیمارستان جنگی، لا به لای گُـل و نُقل عروسی دست به سینه و تبریک‌گویان وارد محفل می‌شود و همراه بقیه دم می‌گیرد که پاسدار، پرستار، پیوندتان مبارک! یا جاهایی که بعد از عصبانیت و حال‌گیری از یک دوست زیر دست، موقع معذرت خواهی گریه‌اش می‌گیرد.
وقتی سکانس دعوای احمد متوسلیان و شهید محسن وِزوایی در سالن سینما پخش می‌شد نا خودآگاه به خودم گفتم؛ دهه‌ات تمام نشده مربی! و دوست دارم این نگارش را با جملاتی از مرتضی آوینی نیمه تمام بگذارم که شنیده می‌شود از لابلای سطور تاریخ، هنوز چاووش شهر عشق را صدا می‌زند.
[زمان بادیست كه می‌وزد؛ هم هست، هم نیست. آنان را كه ریشه در خاك استوار دارند از طوفان هراسی نیست. جنگ می‌آمد تا مردان مرد را بیازماید. جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازه‌ای به كربلا باز شود و محمد جهان آرا به آن قافله‌ای ملحق شود كه به سوی عاشورا می‌رفت.
پندار ما این است كه ما مانده‌ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.
مسجد جامع خرمشهر رازدار حقیقت است و لب از لب نمی‌گشاید. از خود می پرسم كدام ماندگارتر است؟ این كوچه های ویران كه هنوز داغ جنگ بر پیشانی دارند و یا آنچه در تنگنای این كوچه‌ها و در دل این خانه‌ها گذشته است.



نوع مطلب : مطلب عاشقانه، 
برچسب ها : برخیز ای چاوش شهر عشق، ایستاده در غبار، فیلم، فیلم ایستاده در غبار، عشق، عاشقی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 تیر 1395


( کل صفحات : 44 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی